حافظ و حروف ابجد
این یه مطلب در مورد حروف ابجده. برای خودم که جالب بود .امیدوارم شما هم خوشتون بیاد .سال نو هم به تون تبریک می گم.
در ایران و به ویژه در بین شاعران ایرانی٬ نوعی عدد نویسی با استفاده از حروف الفبا معمول است و به آن، حساب جمله ها می گویند و بیشتر برای بیان تاریخ های مهم به کار می رود. وقتی تاریخ یک رویداد را با یک واژه یا یک جمله بیان کنند به آن، ماده ی تاریخ می گویند. حروف الفبای عربی را به صورت واژه های سه حرفی و چهار حرفی در آورده اند(که البته هیچ معنایی ندارند) و به هر حرف، عددی را نسبت داده اند. این واژه ها را اصطلاحاً حروف ابجد نامیده اند که چنین اند:
|
الف |
ب |
ج |
د |
ه |
و |
ر |
ح |
ط |
ی |
ک |
ل |
م |
ن |
س |
ع |
| ||||||
|
۱ |
۲ |
۳ |
۴ |
۵ |
۶ |
۷ |
۸ |
۹ |
۱۰ |
۲۰ |
۳۰ |
۴۰ |
۵۰ |
۶۰ |
۷۰ |
| ||||||
|
ف |
ص |
ق |
ز |
ش |
ت |
ث |
خ |
ذ |
ض |
ظ |
غ | |||||||||||
|
۸۰ |
۹۰ |
۱۰۰ |
۲۰۰ |
۳۰۰ |
۴۰۰ |
۵۰۰ |
۶۰۰ |
۷۰۰ |
۸۰۰ |
۹۰۰ |
۱۰۰۰ | |||||||||||
هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل
گل=50 ٬ لاله=٬66 یاسمن=٬161 سمن=150 ٬سرو =٬266 بلبل =64
و مجموع این عددها٬ 757 ٬ سال کشته شدن ابواسحاق است. البته در عربی حرف " گ" نداریم؛ بنابراین در واژه ی گل به جای "گ" از "ک" استفاده شده است.
زندگانی لسان الغیب خواجه شمس الدّین محمد حافظ شیرازی با زمان و حکومت سه نفر حاکم بر فارس در عهد ایلخانان مغول به ترتیب ابو اسحق اینجو، امیر مبارز و شاه شجاع قرین بوده است. امیر مبارز مردی بی ادب عامی و سبک مغز بود ،ولی با این وجود به دینداری تظاهر می کرد. لذا از زمان حکومت وی که دینداران حقیقی از ریا کاری چنین حاکمی به ستوه آمده بودند، اجباراً با کنایه و رمز حرف های خود را می زدند و حافظ نیز برای بیان مقاصد خویش از حروف ابجد استفاده نموده، مخصوصاً در رابطه با مذهب خویش که برای بسیاری از مردم هنوز ناشناخته مانده، عده ای او را سنّی و بعضی شیعه و معدودی جبری می دانند و حال آنکه حافظ شیعه اثنی عشری بوده و در یکی از اشعار خویش می فرماید:
من نخواهم کرد تَرک لعل یار و جام می عارفان معذور داریدم که اینم مذهب است
ملاحظه می فرمایید که حافظ لعل یار و جام می را مذهب خود دانسته که با عنایت به حروف ابجد لعل یار و جام، می شود 385 وکلمه شیعه نیز 385 است.حافظ مذهب خود را با علم و آگاهی کامل و با طی درجات عالی عرفان و با مقام در حد ولایت درک و اختیار نموده است و اثنی عشری بودن مذهب خود را در اشعار دیگر ذکر نموده، می فرماید:
یا رب به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد بکام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما
کلمه باده در حروف ابجد می شود 12 ،یعنی حافظ خداوند را بنور 12 امام قسم داده که دلش را روشن نماید .
در مطلب دیگر درباره عشق و علاقه حافظ به اهل بیت نبوت می گویند صاحب ابن عباد قطعه شعر معروف:
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت وندران برگ نوا خوش ناله های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوۀ معشوق در این کار داشت
را برای وصال شیرازی می فرستد و از او می خواهد تا برایش معنی کند.وصال در پاسخ وی چنین می گوید:
صاحبا در مطلبی این بنده غم بسیار داشت یادم آمد زان کلامی کان جناب اظهار داشت
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت وندران برگ نوا خوش ناله های زار داشت
نیمه شب غوّاص گردیدم به بحر ابجدی تا ببینم این گهر آیا چه درّ در بار داشت
بلبلی برگ گلی شد سیصد و پنجاه و شش با علی و با حسین و با حسن معیار داشت
برگ گل سبز است دارد او نشانی از حسن چون حسن وقت شهادت سبزی رخسار داشت
چونکه گل سرخ است دارد او نشانی از حسین چون حسین روز شهادت سرخی رخسار داشت
بلبلش باشد علی ،کاندر فراق هر دو عین روز و شب او از بصر درّ و گهر بسیار داشت
در بیان شعر حافظ خوب سنجیدی وصال تا ببینم اهل معنی کی توان انکار داشت
امیدوارم مطالب فوق مورد پسند اهل ادب قرار گرفته باشد.